خاطره آخرين وداع شهيد با مادر
مدت 5 سال به جبهه مي رفت و مي آمد هرگز ازجبهه رفتن او جلوگيري نكردم ولي بار آخركه رفت و شهيد شد به اوگفتم مادر تورا به خدا ديگر بس است ( انگار به دلم الهام شده بود كه به شهادت مي رسد) تو دين خود را ادا كردي ديگر به جبهه نرو گفت: مادر اين حرفها چيه من تاتوانايي دارم كه اسلحه به دست بگيرم بايد به جبهه بروم چون جهاد في سبيل الله است هرچه التماس كردم و گفتم پيش نماز باش و كسي را راهنمايي مي كني گفت : من تا آر عمرم هم مي توانم درس بخوانم ولي الان بايد به جبهه بروم و جبهه چيزي نيست كه رهايش كنم . به او پيشنهاد ازدواج دادم گفت: كه توي مملكت ما جنگ است من براي چي دختر مردم را مبتلا كنم . هميشه مي رفت و مي آمد سرمي زد و لباس هايش را مي شست و عوض مي كرد ولي اين بارديگر رفت و نيامد تا به شهادت رسيد با دوستش حاج آقا هادي كيانپور آمدند درخانه و باهم باماشن رفتند و ديگر نيامدتاخبرشهادتش را برايم آوردند.
او سرباز امام زمان(عج)بود که در عملیات پیروزمند والفجر 8 در منطقه عملیاتی فاو در گردان حمزه سید الشهدا اندیمشک از لشکر 7 والیعصر (عج) در مورخه 21/11/1364 به درجه رفیع شهادت رسید
وصیت نامه شهید حبیب اله عصاره
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله الذي هدانا لهذا و ماكنالنهتدي لولاان هدانا الله
من المؤمنين رجال صدقوا ما عاهدواالله عليه فمنهم من قضي نهبه و منهم من ينتظر و مابدلوا تبديلا
با سلام و درود به آقا امام زمان عجل الله تعالي فرجه و با سلام به شهيد كربلا امام حسين عليه السلام و با سلام و درود به نايب برحق امام زمان امام امت و با سلام به شهيدان اسلام.
پس از مدتي كه در فكر وصيت نوشتن بودم نمي دانستم كه چه بگويم زيرا هرچه كه مي بايست گفت , شهداي قبلي گفته اند و رفته اند ولي خوب مكرر مي گويم واميدوارم كه امت اسلام عمل كنند به اين وصيت نامه ها.
همانطوري كه تا الان عمل كرده ايد . اولا شهادت مي دهم ه خدا يكي است و شريكي ندارد و محمد رسول و فرستاده اوست و علي عليه السلام اميرالمؤمنين ولي خدا بر روي زمين هستندو يازده فرزند ايشان.
و اما از شما مي خواهم كه امام را تنها نگذاريد و پشتيبان ايشان باشيدو همانطور كه تا الان بوده ايد و بدانيد كه خير و خوبي شما در اين راه است كه خدمت كنيد به اسلام و مسلمين و باز به شما مي گويم كه پشتيبان روحانيت باشيد كه به قول امام عزيزمان اسلام بدون( منهاي) روحانيت مساوي است با كشور بدون طبيب
برادران عزيز به شما بگويم كه بخدا قسم در اين جبهه ها چيزهايي ديده مي شود كه خدا مي داند هركسي سعادت ندارد ببيند و از شما مي خواهم تا دير نشده است به فكر خودسازي باشيد و تقوا پيشه كنيد كه تنها تقوا است كه مي تواند انسان به درجه اعلي از انسانيت برساند, پس از شما مي خواهم كه در اين انقلاب پشتيبان دولت باشيد و در سختي ها دولت را ياري كنيد و از شما تقاضا دارم كه سنگرهاي دعاي كميل و دعاي توسل و غيره... و نماز جمعه را ترك نكنيد همانطور كه تا الان حفظ كرديد.
و از خواهرانم مي خواهم كه حجاب خود را حفظ كنند.
در آخر از پدر و مادرم مي خواهم كه صبر پيشه كنيد در شهادت من زيرا سعادت من در شهادت است و به جاي من از تمام اقوام و دوستان و آشنايان طلب حلاليت كنيد و به جاي من خداحافظي كنيد , در آخر از همه مي خواهم كه امام و رزمندگان را دعا كنند.
والسلام علي من اتبع الهدي
17/11/1364 روز حمله در آبادان
زندگي نامه طلبه شهيد حبيب عصاره در ادامه مطلب
ادامه مطلب


