سخنراني آيت الله جوادي آملي (مدظلّه العالي) در جلسه درس اخلاق در دیدار سازمان بسيج دانش آموزي سپاه قم
آنچه كه مربوط به عزيزان سپاهي و بسيجي و دانشجويان و دانش آموزان و روز مبارزه با استكبار جهاني است، اين است كه : خونهاي پاكي كه در اين راه ريخته شد، خون اين عزيزان؛ چه دانش آموزان، چه دانشجويان، بعد نظير شهيد حسين فهميده ها و مانند آن؛ اين نهال را بارور كرده.يك وقت انسان براي نفت و گاز كشته مي شود، اين به اندازه نفت و گاز مي ارزد؛ يك وقتي براي ايران جان مي دهد ، اين به اندازه ايران مي ارزد؛ يك وقت نه، براي دين خدا و قرآن و عترت؛ اين به ابد مي ارزد .
ارجحيّت راه «محبّت » در كنار عبادت هاي خائفانه و مشتاقانه
و وجود مبارك پيامبر (ص) كه حبيب خداست، به ما درس ( محبّت) مي دهد؛ راه محبّت را به ما ياد مي دهد. بعضي ها هستند كه راه خوف ياد مي دهند، زاهدانه با مردم رفتار مي كنند، از جهنّم مي ترسانند، از عذاب خدا مي ترسانند؛ اين حق است، ولي آن راه نهائي نيست !
راه نهائي، راه «محبّت» است. انساني كه راه محبّت را طي كرد، از جهنّم محفوظ مي ماند، يك. از جنّاأ تجر ي م ن تحت ها الأنهار (1) برخوردار است، دو؛ امّا ف ي مقعد ص دق ع ند مليك مقتد ر(2) هم نصيب اوست، سه. ولي اگر كسي خوفاً م ن النّار اطاعت كرده، يا شوقاً لي الجنّه اطاعت كرده؛ همين مقدار نصيبش مي شود.
وجود مبارك پيامبر چون حبيب خداست، درس محبت مي دهد.كساني كه مدينه مشرّف شدند، مي دانند كه اين شهردر يك شياري قرار گرفته، اطرافش تقريباً كوههاي نيمه مرتفع هست. آن كوه مرتفعي كه در مكّه هست نظير جبل سور، جبل ح راء، جبل رحمه و امثال ذلك؛ آن كوههاي بلند در مدينه نيست. امّا كوههاي ن سبي در مدينه هست. در دامنه كوه احد، آنجا عدّه زيادي از بزرگان اصحاب شربت شهادت نوشيدند؛ از جمله حمزه سيّد الشهداء كه معروف است.
علاقمندي رهبران الهي و مؤمنان راستين به فرهنگ شهادت و مظاهر آن
مالك در موطّا خودحديثي را نقل مي كند؛ اين كتاب از كتاب هاي قبل از هزار سال است، از آن به بعد هم بسياري از بزرگان همين حديث شريف را نقل كرده اند و آن حديث اين است : وجود مبارك پيامبر(ص) وقتي سرزمين اين كوه احد و دامنه آن را مي ديد، مي فرمود : هذا جبأ يح بّنا و نح بّه (3). اين كوه دوست ماست، ما هم به او علاقمنديم. يكي از دوستان ما اين كوه است، و يكي از دوستان اين كوه هم مائيم؛ اين تعبير را شما درباره سائر كوههاي اطراف مدينه يا مكّه از پيامبرنداريد ! اينجا مهد شهادت است.
حالا اگر كسي بگويد : من سرزمين شلمچه را دوست دارم، اين دوست ماست؛ يعني شهادت و فداكاري و نثار و ايثار محبوب ماست. ما شهادت را از منظر محبّت مي بينيم، نه براي اينكه جهنّم نرويم ! اين يك مكتب ديگر است، اين يك چيز ديگر است. از همين مقامات نوراني رسول گرامي (ص)، وجود مبارك حضرت امير آن بيانات نوراني را دارند كه يك عدّه اي خوفاً م ن النّار خدا را عبادت مي كنند، يك عدّه اي شوقاً لي الجنّه عبادت مي كنند، يك عدّه اي حبّاً ل لّه عبادت مي كنند؛ ما از آن قبيل سوّميم.
( محبّت الهي )، ميوه شهادت؛ و استقلال مرز و بوم بركات فرعي آن
حالا اگر كسي بگويد : شلمچه؛ يكي از دوستان ما است، اين يعني چه ؟ يعني اين سرزميني كه بوي شهادت مي دهد، محبوب ماست. نه اينكه ما رفتيم، شهيد بشويم كه مثلاً نفت و گازمان محفوظ باشد ! آنها جزء بركات ماست. مثلاً يك كسي كه درخت سيب و گلابي مي كارد، براي ميوه اش است؛ البتّه سايه هم دارد. او درخت گلابي را نمي كارد كه سايه اش خنك است !! اين سايه،امر فرعي درخت است، عمده، آن ميوه درخت است. شلمچه براي آن است كه به انسان درس محبّت مي دهد؛ محبّت الهي. آنوقت در سايه محبّت الهي استقلال ما، امنيّت ما، عظمت ما، جلال ما، جمال ما، شكوه ما، نفت ما، گاز ما؛ همه چيز محفوظ است. اينها سايه شهادت محبّانه است؛ تا انسان در چه راهي باشد، ل كلّ ا مر ئ مانوي(4)؛ در چه راهي شربت شهادت بنوشد، هدف او چه باشد، منظور او چه باشد !
تجلّي محبّت و عشق در مكتب عاشوراي حسيني (ع)
اين پيام نوراني وجود مبارك رسول گرامي (ص) باعث شد وقتي وجود مبارك حضرت امير (ع) از جنگ صفين بر مي گشت به طرف كوفه بيايد، نرسيده به كوفه به يك سرزميني رسيد؛ پياده شد، آن خاك ها را گرفت، بو كرد، دو ركعت نماز خواند، بعد با دستش اشاره كرد؛ فرمود : هاهنا، هاهنا؛ همين جاست، همين جاست ! عرض كردند: يا اميرالمؤمنين ! چه اينجاست ؟
فرمود : نمي دانيد، حسين من همين جا شهيد مي شود ! هاهنا مصار ع عشّاق (5)؛ تعبير به عاشق كرد. فرمود : هاهنا؛ اينجا قربانگاه عاشقان است. شما نمي دانيد اينجا چه خبر است! فرمود : همين جاست، همين جاست. دوّم محرّم هم كه سالار شهيدان وارد شد همين جا، اسم كربلا را شنيد؛ فرمود : هاهنا، هاهنا (6)؛ همين جاست، همين جاست. پس اين مكتب مي ماند. كسي نگفت به اين طفل جوان، حسين فهميده؛ خودت را با آتش ببند و آنها را منفجر كن! او شوقاً لي الله اين كار را كرده.
سربلندي ايران اسلامي، مرهون دين خدا و مظاهر آن
در جنگ جهاني اوّل و دوّم هر چه خواستند، گرفتند؛ در كودتاي ننگين 28 مرداد هر چه خواستند، گرفتند. گفتند : نفت را بدهيد به آمريكا، گفتيم : چشم؛ گفتند : گاز را بدهيد به شوروي، گفتيم : چشم؛ گفتند : ژاندارم منطقه بشويد، گفتيم : چشم؛ گفتند : ... ؛ همه را گفتيم : چشم، امّا وقتي مرجعيّت شد و روحانيّت شد و دين شد و حرف از حسينيّه و مسجد در آمد و روحانيّت اقدام كرد و شربت شهادت نوشيده شد؛ الآن ايران در كلّ خاورميانه، بلكه جهان اسلام؛ يك سر و گردن بلندتر از ديگران است.پس اين مكتب، اين دين؛ ديني است كه انسان را حبيب خدا مي كند. و اگر حبيب خدا كرد، براي هميشه عزيز خداست.
در اين ايام كه مال دانشجويان و دانش آموزان عزيز است، روز مبارزه با استكبار است؛ اين خطوط اصلي فراموش نشود. اين يك اصل است؛ بقيّه هم شعارهاي ديگر ماست، بله. كشور ما، نفت ما، گاز ما، اقتصاد ما؛ همه اينها سايه دين است. اين شجره طيّبه و شجره طوبي كه شجره قرآن و عترت است، اين اصل است. آنوقت اين درخت،ميوه هاي فراواني دارد، سايه هاي فراواني دارد؛ در سايه اش هم خيلي متنعّم مي شويم.
سخنراني آيت الله جوادي آملي (مدظلّه العالي) در جلسه درس اخلاق در ديدار با كاركنان وزارت دفاع، دانشگاه خواجه نصير الدين طوسي تهران، حوزه علميه خواهران شهريار، مكتب المهدي (عج)، واحد مهندسي نيروي دريائي سپاه، حوزه علميه خواهران بانو امين و اعضاي سازمان بسيج دانش آموزي سپاه قم ؛ 9 / 8 / 1387
+ جوان اندیمشکی در یکشنبه 1 آذر1388 --
1:29 |